امام بنا در شیوههای تربیتی خود در پروراندن اعضاء و رادمردان دعوت بر اساس مفاهیم و ارزشهای اسلامی، انسانی بینظیر بود. مهمترین مفاهیم و ارزشهایی که امام بنا سخت به آنها مشتاق بود، محبت، برادری و ارتباط بود. امام بنا این مفاهیم را درتربیت و ساختن افراد، از اصول مهم تلقی کرده بود و در مؤلفههای یک شخصیت مسلمان الگو، از عناصر بنیادی شمرده بود. حتی برادری و اخوت را یکی از ده رکن بیعت مجاهدان اخوان قرار داده بود. در اینجا گوشههایی از شیوهتربیتی ایشان را در اثنای نشست " عاطفه التلاتا" بررسی خواهیم کرد تا ببینیم چگونه دلهای صدها یا هزارها تن از پیروان و مریدانش را به هم نزدیک میکرد و روح برادری و اتحاد را در آنان میدمید و عواطف محبت و ارتباط رادر آنان تعمیق میکرد.
نخست، چرا با هم دیدار میکنیم؟
امام بنا میگوید: " بسیار نیکوست که انسان نسبت به این گروه پاک و نخبگان و جوانان پاک و با ایمان در چنین مکانی بایستد، بیگمان جز دعوت شایسته و کلمه شایسته و غایت شایسته چیز دیگری این گروه را در اینجا گرد نیاورده و چنین دلهایشان را بههم نزدیک نکرده است. بهراستی در این محفل ارجمند که بهخاطر خدا برگزار میشود. چه آمرزشها، چه رحمتها و چه فیضهایی فرو میآید؟ بهراستی که ما در باغی از باغستانهای بهشت گرد آمدهایم، چه فیضی بر ما فرو میآید. مگر اجتماع ما از حلقههای ذکر نیست؟ که خداوند درباره آنها میفرماید:" هرگاه باغهای بهشت را دیدید از آنها بهرهمند شوید. گفتند: ای رسول خدا، باغهای بهشت کدامند؟ فرمود حلقههای ذکر." باز فرمود: "هر گروه که از خانهای از خانههای خدا گرد آیند تا کتاب خدا را برخوانند و مدارسه کنند، قطعا رحمت آنان را در بر میگیرد و آرامش بر آنان فرو میآید و فرشتگان آنان را احاطه میکنند و خداوند در جمعی که نزد اوست، از آنان یاد میکند."
برادران و دوستان، مگر ما در خانهای از خانههای خدا گرد نیامدهایم؟ اگر این مکان مسجد نیست، در هدفی که مسجد برایش پدید آمده مشترک است. مگر در این مکان نماز بر پا نمیشود؟ و جمعیت در آن نماز نمیگزارند؟ اعضای اخوان با هدف همکاری در راه نیکی و تقوا، پیوسته در اینجا گرد میآیند. مگر در اینجا ما کتاب خدا را نمیخوانیم؟ پس ای اعضای اخوان خوش باشید که فرشتگان ما را احاطه کردهاند و رحمت خداوند ما را فرو میپوشاند و آرامش بر ما فرو میآید.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
87/03/07ساعت 8:27 قبل از ظهر توسط شریف
|
نیاز امّت اسلامی معاصر به درک و شناخت اولویتهای دینی
دکتر یوسف قرضاوی
از جمله مسائلی که مسلمانان در دوران ضعف و انحطاط بدانها گرفتار آمده اند و تا امروز از آن رنج می برند، این است که اولویت مسائل را فراموش کرده اند و این اختلال و نابسامانی در تشخیص میزان و مقیاس اولویت ها که امروزه ملت مسلمان ما بدان مبتلا شده است به مرحله ی حادی رسیده است، تا جایی که بزرگ را کوچک و کوچک را بزرگ می بیند، ساده را مهم و مهم را ساده می شمارند ، آنچه را که در مرتب ی اول است در آخر قرار می دهند و آخری ها را به اول می آوردند، فریضه ها را رها می کنند، به انجام مستحبات مشغول می شوند، به گناهان صغیره اهمیت می دهند ولی در مقابل گناهان کبیره به آسانی رد می شوند، در این باره توجه به نکات زیر مهم و قابل توجه است ...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
87/02/09ساعت 3:5 بعد از ظهر توسط شریف
|

نویسنده: دکتر یوسف قرضاوی
مترجم: دکتر احمد نعمتی
به نقل از کتاب دیدگاههای فقهی معاصر جلد دوم
توضیحاتی دربارهی قاعده(تَتَعاوَنُ فِیما اتَّفقْنا عَلَیه و یعْذُر بَعْضُنا بَعْضُناً فِما اخْتَلَفْنا فیهِ)
سؤال: در چند کتاب و سخنرانی جنابعالی، خواندهام و شنیدهام که بارها مسلمانان را به این اصل دعوت مینمایید که: تَتَعاوَنُ فِیما اتَّفقْنا عَلَیه و یعْذُر بَعْضُنا بَعْضُناً فِما اخْتَلَفْنا فیهِ سؤال این است که: چه کسی واضع این قاعده و اصل با این صیغه است؟ و آیا دارای دلیل و شریعنی میباشد؟ همبستگی ما مسلمانان با بدعتگذاران و منحرفان تا چه اندازه است؟ و چگونه در مورد خلاف همدیگر را معذور داریم و در صورتی که مورد خلاف، نصوص قرآن و سنت باشد؟ آیا چنین مواردی، بر ما واجب است که آن را منکر شماریم و با صراحت با آن مخالفت نماییم یا اینکه تسامح را اعمال نماییم و همدیگر را معذور داریم. وظیفهی ما چگونه است در صورتی که خداوند متعال میفرماید:
... فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ...
پس هرگاه در امری دینی اختلاف نظر داشتید، اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید آن را به کتاب خدا و سنت پیامبر او عرضه بدارید.
پس چرا ما مورد اختلاف را به جای معذور داشتن مخالف، و سازش با او، آن را با کتاب و سنت عرضه نداریم؟ چه عذری در مخالفت با نصوص شریعت میتواند وجود داشته باشد؟
پس به صراحت شما بگویم این موضوع بر ما مشتبه شده و ما به شدت نیازمند توضیح کامل در این باره و ارائهی دلیل محکم هستیم و جنابعالی که خداوند نعمت علم و فقه را بر شما ارزانی داشته، شایستگی تبین این موضوع را دارید. لذا برادران و فرزندان خود را از آن نعمت محروم ننمایید. سپاسگزاریم و اجر جزیل را از خداوند برایتان آرزومندیم.
جواب: واضع این قاعده تَتَعاوَنُ فِیما اتَّفقْنا عَلَیه و یعْذُر بَعْضُنا بَعْضُناً فِما اخْتَلَفْنا فیهِ با این صیغه، علامه سید رشید رضا ـ رحمه الله ـ رهبر مدرسهی سلفی جدید و صاحب مجلهی مشهور اسلامی المنار و صاحب تفسیر ، فقاوی و صاحب کتابها و رسالههای زیادی است که تاثیر شایانی در تمام جهان اسلام دارند. به این قاعده، قاعدهی طلایی المنار میگویند و منظور از آن همکاری و تعون تمام اهل قبله علیه دشمنان اسلام است.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
87/01/17ساعت 9:48 قبل از ظهر توسط شریف
|

منصور پیوند
اسلام دین کامل و جامعی است که به تمام نیازهای فطری انسان توجه کامل داشته و برای تمام نیازهای جسمی و روحی، ابعاد مختلف، زوایای پیدا و پنهان زندگی بشر برنامه و شیوهی کار ارائه کرده است. سیر و سفر از جمله نیازهای روحی و فطری انسان است که در بسیاری از جنبههای حیاتی وی نقش مؤثری ایفا میکند.
دین مبین اسلام که به تمام نیازهای روحی و جسمی انسان توجه داشته، این موضوع را نیز مورد توجه قرار داده است. وجود آیات متعدد د قرآنکریم و بهطور کلی متون دینی حاکی از اهمیت این موضوع در اسلام است. دربارهی اهمیت سیر و سفر و جایگاه آن در تعالیم دینی همین بس که مفهوم سیر و سفر با الفاظ مختلف در قرآن کریم آمده لذا این مقاله بر آن است تا با استفاده از آیات قرآن کریم به تبیین این مطلب کمک نموده و همچنین سیر و سفر را در مورد بررسی قرار دهد. واژه سیر در قرآن در تکاپوى زندگى به ویژه در ابعاد اقتصادى، فرهنگى، سیاسى، و تاریخى، سفر و گردشگرى و سیر و جهانگردى داراى نقشى تعیینکننده و سرنوشتساز است. از دیر زمان مردمان خردمند براى سیر و سفر جایگاه ویژهاى قائل بودهاند و آن را بخشى از زندگى اجتماعى و انسانى خویش مىشمردهاند.
قرآن مجید، با به کارگیرى واژه «سیر» در شکلها و هیئتهاى گوناگون، دستور به گردشگرى و جهانگردى میدهد: {قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فى الارض….}پیش از شما سنتهایى بوده است، پس بر روى زمین بگردید و بنگرید…. {فسیروا فى الأرض فانظروا کیف کان عاقبة المکذبین}پس در زمین بگردید و بنگرید که عاقبت کار آنان که پیامبر را به دروغ نسبت میدادند، چگونه بوده است. {قل سیروا فى الأرض فانظروا کیف کان عاقبة المجرمین}بگو در زمین سیر کنید و بنگرید که پایان کار مجرمان چگونه بوده است.
دسته دیگر از آیات قرآن، به صورت سؤالات سرزنشى و تحریکى به مسأله گردشگرى پرداخته و آنانى را که از این مهم سر بر میتابند مورد نکوهش و پرسش قرار داده است: {افلم یسیروا فى الارض فینظروا کیف کان عاقبة الذین من قبلهم….}آیا در روى زمین نمیگردند، تا بنگرند که پایان کار پیشینیانشان چه بوده است؟ {افلم یسیروا فى الأرض فتکون لهم قلوب یعقلون بها…}آیا در زمین سیر نمیکنند تا صاحب دلهایى گردند که بدان تعقل کنند… در جاى دیگر قرآن به سنتهاى تاریخى ونوامیس طبیعى مانند عزتها و ذلتها، پیروزیها و شکستها، خوشبختیها و بدبختیها اشاره میکند و میفرماید:{قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فى الارض…} پیش از شما سنتها و قانونهایى عملاً به وقوع پیوسته است. پس در زمین و آثار تاریخى گذشتگان گردش و کاوش کنید. از مجموع این آیات و مانند آن میتوان دریافت که: اصل مسأله گردشگرى و سیر و جهانگردى و نیز برداشت و دریافت ژرف و عمیق از این سیر و سفر، مورد عنایت و توجه خداوند متعال در قرآن مجید است.در زمانى که هنوز نوشته و کتابى در زمینه شناخت تاریخ و سنن اجتماعى تدوین نشده بود و مدرسه و دانشگاهى در این رابطه وجود نداشت و یا در دسترس عرب و مسلمانان جزیرة العرب نبود، خداوند، مسلمانان را به سیر و نظر در این مقولهها فرا میخواند و از آنان میخواهند که در این باره به تفکر و تدبّر بپردازند. روشن است که فراخوانى خود به خود نوعى دستور به جهانگردى و سیر و سفر به مکانهاى تاریخى و جغرافیایى را به دنبال دارد. در آیات قرآن کریم، به بسیارى از نقاط جغرافیایى و تاریخى اشاره شده که همواره مورد توجه باستان شناسان قرار گرفته است: مصر، اصحاب حجر (سنگستان)، غار اصحاب کهف، ارم ذات العماد، سدّ مآرب، احقاف، رودى که بنى اسرائیل از آن گذشتند و فرعونیان در آن غرق شدند، و…، گرچه بسیارى از این آثار تاریخى به تدریج بر اثر زمین لرزهها، افت وخیز دریاها، ریزشهاى آسمانى، فرسایش خاک و مانند آن دگرگون شده است، لکن این دعوت قرآن و فرمان به سیر در زمین روحیه کاوشگرى و جست وجو را در پیروان خود بر میانگیزد . پرسشهای قرآنی ضمن تحریک و ایجاد انگیزه در مسلمانان براى حرکت و گردش در اطراف و اکناف زمین و گشتن در جهان و سیروسفر در طبیعت و کوه و دشت و هامون این نکته را مطرح میکند که براى دریافت سنتهاى تاریخى و نگرش به عاقبت و پایان کار تمدنهاى عظیم و بناهاى تاریخى و جغرافیایى، نباید تنها به مطالعه آثار پرداخت، بلکه باید همت کرد و رنج سفر برخود هموار ساخت و کوى به کوى و جاى به جاى جهان را در نوردید و به سیر آفاقى در کنار سیر انفسى دست زد، تا به راز و رمز پیشرفتها و تمدنها دست یافت و از فروپاشى و سقوط آنها درس عبرت و تجربه آموخت
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
87/01/03ساعت 8:36 قبل از ظهر توسط شریف
|

نویسنده: اسماء سلام (دعوتگر مصری)
ترجمه: پایگاه اطلاعرسانی اصلاح
منبع: اسلام آنلاین
در روزهای اخیر، اصطلاح "توسعه از طریق ایمان" را بسیار شنیده ایم. این اصطلاح در برنامهی شبکههای ماهوارهای با عنوان " حج کنشگرا " ساختهی گروه " زندگیسازان" متداول است.
شهروندان علاقمند به تغییرات، هنگام سخن گفتن از "اصلاحات" تمام مسائل کشورهای عربی و اسلامی را بررسی کردند؛ اما در این میان انسان مؤمن در فرایند اصلاحات چه نقشی دارد؟
با آنکه در بسیاری موارد از قرآن، ایمان در کنار اصلاح آمده است، بسیاری این دو را از هم تفکیک میکنند و ایمان را در آیینها و عبادات خلاصه میکنند. گویی آنان ایمان را از آن روحش که خداوند برای زیست آدمیان و آبادانی زمین میخواهد، تهی میکنند.
ایمان و اصلاح دو روی یک سکهاند. مؤمن راستین است که دو روی یک سکه را در کنار هم میگذارد و تنها به یک روی سکه بسنده نمیکند. برخی مردم تنها روی نخست سکه یعنی ایمان را میبینند که در پنج رکن اسلام تجلی یافته است و میپندارند که با پاسداری از نماز و روزه و زکات و حج، ایمان خود را کامل ساختهاند. برخی دیگر بر این باورند که آبادانی زمین و اصلاح آن، از ایمان و اسلام کاملا جداست. آنان میپندارند که مؤمنان هیچگاه نمیتوانند در فرایند اصلاحات نقش داشته باشند، بلکه تنها سیاستمداران و اصلاحگران غربی و شرقی میتوانند دست به این کار بزنند. آنان فراموش کرده اند که مهمترین مراحل اصلاح عبارت است از تربیت فرد و خانواده ؛ زیرا تنها اصلاحات هرمی است که میتواند جامعهای عینی و راستین بیافریند، اما در اینجا پرسشی مطرح میشود که: اصلاحات از کجا صورت میپذیرد؟
پاسخ این پرسش را در قرآن کریم مییابیم"بگو: آیا از شریکان شما کسی هست که به سوی حق راهنمایی کند؟ بگو: خداست که به سوی حق راهنمایی میکند. پس آیا کسی که خود به حق راهنمایی میکند سزاوارتر است که از او پیروی شود یا کسی که بدون راهنمایی خود نمیتواند راه بیابد ؟ پس شما را چه شده است و چگونه داوری میکنید؟"
پس تنها خداوند است که به سوی اصلاحگری راهنمایی میکند. این اصلاح گری نیز در حق نمود یافته است که تمام نمادهای نیکی و رستگاری را در بر میگیرد و تنها خداست که روش اصلاحگری را در اختیار دارد و در این روش است که کلیه پایه های راستین اصلاح گری کمال مییابند.
کسی که کتاب خدا را ورق بزند دهها آیه را خواهد یافت که در سطح فرد و جامعه، ایمان و اصلاح را با هم پیوند میدهند.
اصلاحگری در متعالیترین شکل های خود که از هر گونه منافع شخصی تهی است، در این فرموده خداوند تجلی یافته است: "هر گاه رستاخیز برپا شد و در دست کسی از شما نهالی بود، اگر میتوانست پیش از برپاییاش آن را بکارد، بایستی چنین کند."
در این حدیث رهنمودی نبوی برای کسی است که ناظر برپایی قیامت است و یقین دارد که آنقدر زنده نخواهد ماند تا از نهال خود بهره ببرد، با این وصف پیامبر (ص) او را به اصلاح زمین با کاشتن نهال، سفارش میکند.
راستی اگر ما شالودههای اصلاح گری را از کتاب خدا و پیامبر (ص) نگیریم، کسی که شرق شناسان دربارهاش گفتهاند:" او در همان حال که چای مینوشد، میتواند همه مشکلات جهان را رفع کند." از کجا خواهیم گرفت؟
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
86/12/23ساعت 8:52 قبل از ظهر توسط شریف
|
بيداري اسلامي و جوانان روشنفكر
يكي از ويژگيهاي بيداري اسلامي اين است كه مي توان آن را بيداري جوانان ناميد زيرا ستون فقرات و عنصر فعال آن را پسران و دختران جوان تشكيل مي دهند .
آنان در واقع قشر فرهنگي و دانشگاهي و طلاب جوان مدارس ديني و دانش آموزان دبيرستاني هستند و در ميان آنان جوانان بيسواد و كم معلومات كمتر يافت مي شوند .
موضوع مهم و قابل توجهي كه يادآوري آن ضروري است كه در ميان دانش جويان شاغل به تدريس در دانشكده هاي مانند :مهندسي و پزشكي و حقوق سياسي و قضاي و ... كه تنها جوانان برتر و نمونه در آنها پذيرفته مي شوند بيداري اسلامي از حضور و نفوذ بيشتري برخوردار مي باشد .تا جاي كه خود شاهدم كه دانشجويان شاخه ي پزشكي و مهندسي دانشگاه الازهر بيشتر از دانشجويان رشته شريعت و اصول دين سلسله جنبان حركت و نهضت بيداري اسلامي مي باشند .
و اين پديده بيانگر آن است كه پيشگامان و رهبران بيداري اسلامي را جوانان نخبه و انديشمند و دانشمند و در كنار ان بهرمند از معنويت و اخلاق فردي و اجتماعي بر عهده دارند
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
86/12/15ساعت 8:21 قبل از ظهر توسط شریف
|
دیمانهی گۆڤاری ستاندهر لهگهڵ بهڕێز مامۆستا عهبدوڕڕهحمان پیرانی ئهمینداری گشتیی جهماعهتی دهعوهت و ئیسڵاحی ئێران
سازدانی دیمانه: ئیدریس سیوهیلی (گۆڤاری ستاندهر)
پ: مامۆستا عهبدوڕڕهحمان پیرانی کێیه؟

ناوم عهبدوڕڕهحمان پیرانییه و ساڵی-1954-ی زاینی له شاری روانسهری سهر به پارێزگای کرماشان له دایک بووم. دوای تهواوکردنی خوێندنی سهرهتایی، له رێگای حوجره چکۆله و بهخزمهتهکانی پاڵی مزگهوتهکان و له خزمهت چهند مامۆستاێهکی پایهبهرزی ناوچهی کوردهواریدا، خوێندنی ئاسایی زانسته ئاینییهکانم به ئهنجام گهیاند. پاشان له تاقیکاری مامۆستایانی ئایینی دا (له زانکۆی تاران) پلهی لیسانس (بهکالوریۆس)م وهدهست هێناو هاوکات درێژهم دا به خوێندنی باڵا له بواری "مافناسی"دا. ئێستا نووسینی تێزی دوکتۆرای "مافناسی"م بهدهستهوهیه.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
86/12/10ساعت 8:48 قبل از ظهر توسط شریف
|
با سلام حضوردوستان عزیز متنی که پیش رو دارید متن سخنرانی امام شهید حسن البنا می باشد که خطاب به جوانان عزیز ایراد فرموده اند ودر پایان متن سخرانی ایشان نیز به صورت صوتی موجود می باشد که می توانید آن را دانلود کنید وکسانی که هم خواستارترجمه فارسی آن باشندمی توانند با درج درقسمت نظرات اظهار کنند که دراسرع وقت ترجمه فارسی آن نیز دراختیار خوانندگان عزیز قرار گیرد ودرپایان ما را هم از دعای خیر خود بی نصیب نفرمائید % با تشکر مدیریت وبلاگ
ایها الشباب :
انما تنجح الفکرة اذا قوی الایمان بها، وتوفرالاخلاص فی سبیلها، وازدادت الحماسة لها ، ووجدالاستعداد الذی یحمل علی التضحیة والعمل لتحقیقها ، وتکاد تکون هذه الارکان الاربعة : الایمان والاخلاص والحماسة والعمل من خصائص الشباب ، لان اساس الایمان القلب الذکی واساس الاخلاص الفؤاد النقی واساس الحماسة الاشعورالقوی واساس العمل العزم الپتی ،وهذه کلها لا تکون الا لشباب ومن هنا کان الشباب قدیما وحدیثا فی کل امة عماد نهضتها وفی کل نهضة سر قوتها وفی کل فکرة حامل رایتها (انهم فتیة آمنوا بربهم وزدناهم هدی) ، لا تیأسوا ، فلیس الیأس من اخلاق المسلمین . وحقائق الیوم احلام الامس واحلام الیوم حقائق غد ولازال فی وقت متسع ولا زالت عناصرسلامة قویة عظیمة فی نفوس شعوبکم المؤمنة ، رغم طغیان مظاهرالفساد . والضعیف لایذل ضعیفا طول حیاته والقوی لا تکون قوته ابد الآبدین (ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمة ونجعلهم الوارثین)، ان الزمان سیتمخض عن الکثیر من الحوادث الجسام وان الفرص للاعمال العظیمه ستفنح وتکون ، وان العالم ینتظر دعوتکم ، دعوة الهدایة والفوز والسلام لتخلصه مما هو فیه من الآلام وان الثورعلیکم فی قیادة الامم وقیادة الشعوب وتلک الایام نداولها بین الناس وترجون من الله مالا یرجون استعدوا ایها الشباب واعملوا الیوم وقد تعجزون عن العمل غدا . استاد شهید حسن البنا
برای دانلود برروی گزینه زیر کلیک کنید
http://asra84.persiangig.com/audio/Emam%20bana.amr
http://asra84.persiangig.com/emam%20banna.mp3
http://asra84.persiangig.com/emam%20banaaa_OUTPUT.mp3
http://asra84.persiangig.ir/emam%20banaaa_OUTPUT_OUTPUT.mp3
+
نوشته شده در
86/11/21ساعت 6:54 قبل از ظهر توسط شریف
|

نویسنده: دکتر یوسف قرضاوی
مترجم: محسن نیکخواه
قدس از دیدگاه اسلام از جایگاه دینی قابل توجهی برخوردار است و تمام گروهها، مذاهب و رویکردهای اسلامی بر این امر اتفاق نظر دارند پس جای هیچ شگفتی نیست اگر تمام مسلمانان دفاع از قدس، غیرت نسبت به آن، پاسداری از حریم و مقدساتش و قربانی کردن جان و مال در راه حمایت از آن و دفع متجاوزان را بر خود واجب بدانند. ممکن است مسلمانان، اعراب و فلسطینیها در موضعگیری خود نسبت به مسألهی صلح با اسرائیل و جایز بودن یا نبودنش و در صورت جایز بودن، موفق شدن یا نشدنش اختلافنظر داشته باشند. اما همهی آنها ـ مسلمانها و اعراب و فلسطینیها ـ در اسلامی و عربی بودن قدس، لزوم حفظ این هویت و مسألهی مقاومت با تلاشهای مذبوحانهی اسرائیل برای یهودی کردن آن و تغییر آثار و مسخ شخصیت تاریخیاش و زدودن نشان عربی و اسلامی و مسیحی از چهرهی آن اختلاف ندارند. قدس از قداست اسلامی بزرگی برخوردار است که در قلوب مسلمانان و در حافظهی آنها نقش بسته است.
قدس قبلهی اول مسلمانان، سرزمین اسرا و معراج، سومین شهر دینی بزرگ مسلمانان، سرزمین نبوتها و برکات و سرزمین دفاع و جهاد است.
قدس قبلهی اول مسلمانان
اولین چیزی که مورد قدس در احساس و حافظهی مسلمانان و اندیشهی دینی آنها نقش بسته است این است که پیامبر (ص) و اصحاب از زمان واجب شدن نماز در شب اسرا و معراج، در سال دهم بعثت ـ سه سال قبل از هجرت ـ تا شانزده ماه بعد از هجرتشان رو به آن نماز میخواندند؛ تا این که خداوند دستور داد که به جانب کعبه یا مسجدالحرام رو کنند: « وَمِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَیْثُ مَا کُنْتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ: و از هر جا که بیرون رفتی رو به سوی مسجدالحرام کن و ای مؤمنان [به هنگام نماز] هر جا که بودید رو به سوی آن کنید» [بقره/ 150]. در مدینهی منوره نشانهی بارزی باقی مانده است که بر این مسأله تأکید دارد. آن اثر «مسجد ذوالقبلتین» است. مسجدی که مسلمانان در آن نمازی را اقامه کردند که قسمتی از آن رو به قدس و قسمت دیگرش رو به مکه بود. آن مسجد هم اکنون نیز پابرجاست و آن را تعمیر کردهاند و مورد بازدید قرار گرفته و در آن نماز اقامه میشود
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
86/11/16ساعت 7:2 قبل از ظهر توسط شریف
|
زماني كه غربيها به خود مي بالند كه تمدنشان چنان تمدني است كه براي اولين بار در طول تاريخ بشري حقوق انسانها را به طور رسمي در همه دولتهاي مختلف اعلان نموده است و افتخار مي كند كه آنها براي اولين بار در تاريخ قرن بيستم اعلاميه جهاني حقوق بشر را تصويب نموده اند و آن را به عنوان نمونه عالي در به رسميت شناختن حقوق انسان محسوب مي دارند، فراموش كرده و يا خود را به فراموشي زده اند در اينكه قرآن كريم اين حقوق را چهاره قرن قبل به اسم مبدأ واحد بشريت به رسميت شناخته و تثبيت نموده است، چنانكه مي فرمايد: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}(الحجرات:13) (اي مردم ما شما انسانها را از زن و مردي خلق كرديم و شما را در قالب گروهها و شعبه ها قرار داديم تا همديگر را باز شناسيد به راستي كه گرامي ترين شما نزد خداوند پرهيزگارترين شماست. به حقيقت كه الله تعالي بسيار دانا و آگاه است.) اين آيه خطاب به همه مردم است كه علي رغم اختلاف در رنگ،پوست،نژاد و دين، از زن و مرد آفريده شده اند و در ولادت و اصالت مساويند و قرآن با اين اصل وحدت جنس بشري را ثابت گردانيد واينكه هيچ فردي برديگري جز به تقوي برتري ندارد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
86/10/30ساعت 7:27 قبل از ظهر توسط شریف
|
نویسنده: سرویس دین و دعوت پایگاه اطلاعرسانی اصلاح
مقدمه:
آیا تاکنون فکر کردهاید که چرا در برخی کارها موفق هستید و در برخی دیگر ناموفق؟ آیا فکر کردهاید که چرا گاهی هر چه تلاش میکنید نمیتوانید برخی از کارها را انجام دهید؟ جواب این سوأل فقدان اعتماد به نفس است. یعنی نبود اعتماد به نفس عامل شکست ما در کارها است. درجاتی از اعتماد به نفس در همهی ما وجود دارد؛ یعنی گاهی اعتماد به نفس ما بالا و گاهی پایین است.
اگر اعتماد به نفس ما بر پایهی کارهایی باشد که به خوبی انجام میدهیم، تنها هنگام انجام آن کارها اعتماد به نفس خواهیم داشت. به فرض مثال اگر خوب مینویسیم، تنها هنکام نوشتن اعتماد به نفس داریم. اگر سخنران خوبی هستیم، فقط هنگام سخنرانی اعتماد به نفس خوبی داریم و .... این یعنی ما از اعتماد به نفس خوبی برخوردار نیستیم. فراموش نکنیداعتماد به نفس چیزی است که از درون آدم سرچشمه میگیرد نه در کاری که ما انجام میدهیم.
در واقع اعتماد به نفس به معنی باور کردن قابلیت انسانی خویش، روبرو شدن فعال با رویدادهای زندگی و انجام درست وظایف است.
افرادی که از اعتماد به نفس کافی برخوردارند، استقلال عمل دارند و مسئوولیتپذیر و پیشرفتگرا هستند. شکستها را میپذیرند و از آنها درس میگیرند. بر ایجاد رابطه با دیگران توانا هستند و از هر کونه گوشهگیری دوری میجویند. ما باید بر توانایی خود بر انجام هر امری اعتماد به نفس داشته باشیم. وقتی اعتماد به نفس خود را بر اساس وجود خود قرار میدهیم نه بر اساس کارهایی که انجام میدهیم، اعتماد به نفسمان افزایش مییابد.
اعتماد به نفس باید از اطمینان به اراده ناشی شود نه از کارهایمان. ممکن است همهی ما گاهی از دست عدم اعتماد به نفس نالیده باشیم. لذا ما در این مقاله کوشیدهایم تا کارهایی را که اعتماد به نفس ما را از بین میبرند یا تضعیف میکنند، برای شما ذکر کنیم، انشاءالله رعایت این موارد بتواند در تقویت اعتماد به نفس به ما کمک کند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
86/10/26ساعت 8:26 قبل از ظهر توسط شریف
|
|
|
نوشته: دكتر يوسف قرضاوي
هنگامیکه برخی از آثار دانشمند بزرگ "عالم اسلام" استاد" قرضاوی" را مطالعه می کردم ،حیفم آمد که قسمتی، از آنرا برای خوانندگان فرهیخته ودانشمند، واندیشمندان وخرد باوران با تعهد، پیش کش ننمایم.
امیدبر آن است تا برشته در آوردن وبر گرداندن ،بندهای ، از این پند های آموزنده وگران قیمت استاد ،راهگشای راه دانشمندانی باشد، که بار مسئولیت ودرد آشنائی معارف دینی ، هر روز شانه های آنها را سنگین ترساخته ،وعطش دین شناسی ودین باوری آنها را روز افزون تر میگرداند.
استاد، رو ی سخنش باندیشمندان وعلمای دینی، و روشنفکران مسلمانی است ،که هدایت مردم رادر شناخت آئین حق،وآشنائی آنها را بسر چشمه های معرفتی دین فطرت، از مسئولیت های وا لای انسانی خویش میشمارند . |
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
86/10/18ساعت 8:16 قبل از ظهر توسط شریف
|
راستي در عصر نانو، در عصردهکده جهاني، در عصر ارتباطات واطلاعات، آيا نيازي به دين وجود دارد؟ در عصرکنونی ودر ميان نيازهاي متنوع انساني، دين چه جايگاهي مي تواند داشته باشد؟ دين چه نقشي را در زندگي انسان امروزي، مي تواند بازي کند؟ اگر دين را از صحنه زندگی خود حذف کنيم، مگر چه اتفاقی خواهد افتاد؟
اينها برخي سؤالاتي هستند که شايد ذهن بسيار ي از ما را به خود مشغول کرده باشد، و شايد تاکنون جواب قانع کننده اي هم براي آن پيدا نکرده باشيم.
در باره پیدایش ادیان نظریات گوناگونی مطرح شده است، از مهمترين نظريات شايع در باره پيدايش اديان نظريه اوگست کنت Auguste Comte (۱۷۹۸م-۱۸۵۷م) جامعه شناس مشهور فرانسوی، وبنیانگذار مکتب وضعی(positivism) يا اثباتی است، او در این زمینه در کتاب ((دروس فلسفه اثباتی)) می گوید: ((من با بررسی توسعه کامل هوش بشری و زمینه های گوناگون فعالیت آن از نخستین جهش هایش تا امروز، خیال می کنم قانونی بنیادی را کشف کرده باشم که توسعه هوش بشری با ضرورتی تغییرناپذیر تابع آن است... این قانون مبتنی است بر این که هر یک از تلقی های اصلی ما و هر شاخه از شناسایی های ما پشت سر هم از سه مرحله تاریخی متفاوت عبور می کند: 1- مرحله لاهوتي یا موهوم 2- مرحله مابعدطبیعی یا انتزاعی 3- مرحله علمی یا اثباتی.))0 دروس فلسفه اثباتی ص143
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
86/10/12ساعت 6:56 قبل از ظهر توسط شریف
|
این نرم افزار قادر است که زکات شما را حساب کند
برای دانلود کلیک نمایید

+
نوشته شده در
86/10/02ساعت 5:13 بعد از ظهر توسط شریف
|
تعریف قربانی:
قربانی (اضحیه) در لغت به حیوانی اطلاق میشود كه قرار است ذبح شود؛یا حیوانی كه در ایام عید قربان ذبح میشود.
و در اصطلاح: قربانی عبارتست از ذبح حیوانی مخصوص، در زمانی مخصوص، به نیّت نزدیکی و تقرّب به الله عزّوجّل(1).
یا آنچه كه در روزهای قربانی (دهم تا سیزدهم ذی الحجه) بمنظور نزدیکی به خداوند متعال ذبح میشود. و... سبب نامگذاری آن به (أضیحه) برای این است که در وقت ضحی یا چاشت قربانی میشود.
خداوند متعال میفرماید:
{قل إن صلاتی و نسكی و محیای ومماتی لله رب العالمین لا شریك له} [الأنعام: ١٦٢ - ١٦٣]
«بگو همانا نماز و قربانیم و زندگانی و مرگم برای الله عزّوجّل است؛ كه هیچ شریكی ندارد... »
خداوند متعال میفرماید:
{وفدیناه بذبح عظیم} [الصافات: ١٠٧]
«ما قربانی بزرگ و ارزشمندی را فدا و بلا گردان او کردیم.»
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
86/09/25ساعت 8:30 قبل از ظهر توسط شریف
|